زندگینامه و آثار: رودکی، سعدی، حافظ، فردوسی، عطار، مولوی، نیما یوشیج

فایل بصورت pdf می باشد. مولویشرح زندگیجلال الدین محمد در ششم ربیع الاول سال 604 هجری در شهر بلخ دیده به جهان گشود،ایشان اجدادش همه اهل خراسان بوده اند. پدرش نیززندگینامه و آثار: رودکی، سعدی، حافظ، فردوسی، عطار، مولوی، نیما یوشیج|40228119|sarzamindoost|زندگینامه آثار ,رودکی ,سعدی ,حافظ ,فردوسی ,مولوی ,عطار
با ما همراه باشید با موضوع زندگینامه و آثار: رودکی، سعدی، حافظ، فردوسی، عطار، مولوی، نیما یوشیج

فایل بصورت pdf می باشد.

مولویشرح زندگیجلال الدین محمد در ششم ربیع الاول سال 604 هجری در شهر بلخ دیده به جهان گشود،ایشان اجدادش همه اهل خراسان بوده اند. پدرش نیز محمد نام داشته سلطان العلماءخوانده می شد و به بهاءالدین ولدبن ولد مشهور، پدرش مردی سخنور بوده، مردم بلخعلاقه فراوانی بر او داشته که ظاهرا همان وابستگی مردم به بهاء ولد سبب ایجاد ترس درمحمد خوارزمشاه گردیده است. که در نتیجه آن، مهاجرت بهاءالدین ولد به قونیه گردید.اما از بدشناسی در آنجا نیز تحت مخالت امام فخررازی که فردی بانفوذ در دربارخوارزمشاه بود قرار گرفت .القاب ویبا لقبهای خداوندگار، مولانا، مولوی، ملّای روم و گاهی با تخلص خاموش در میان فارسزبانان شهرت یافته است .مسافرتهای ویجلال الدین محمد در سفر زیارتی که پدرش از بلخ به آن عازم گردید پدرش را همراهینمود، در طی این سفر در شهر نیشابور همراه پدرش به دیدار شیخ فریدالدین عطار عارفو شاعر شتافت .ظاهرا شیخ فریدالدین سفارش مولوی را در همان کودکیش 6 سالکی یا13 سالگی به پدر نمود. در این سفر حج علاوه بر نیشابور در بغداد نیز مدتی رحل اقامتگزید و ظاهرا به خاطر فتنه تاتار از بازگشت به وطن منصرف گردیده و بهاء الدین ولد درآسیای صغیر ساکن شد. اما پس از مدتی براساس دعوت علاء الدین کیقباد به شهر قونینهبازگشت .

مولوی

شرح زندگی

جلال الدین محمد در ششم ربیع الاول سال 604 هجری در شهر بلخ دیده به جهان گشود،ایشان اجدادش همه اهل خراسان بوده اند. پدرش نیز محمد نام داشته سلطان العلماءخوانده می شد و به بهاءالدین ولدبن ولد مشهور، پدرش مردی سخنور بوده، مردم بلخعلاقه فراوانی بر او داشته که ظاهرا همان وابستگی مردم به بهاء ولد سبب ایجاد ترس درمحمد خوارزمشاه گردیده است. که در نتیجه آن، مهاجرت بهاءالدین ولد به قونیه گردید.اما از بدشناسی در آنجا نیز تحت مخالت امام فخررازی که فردی بانفوذ در دربارخوارزمشاه بود قرار گرفت .القاب ویبا لقبهای خداوندگار، مولانا، مولوی، ملّای روم و گاهی با تخلص خاموش در میان فارسزبانان شهرت یافته است .مسافرتهای ویجلال الدین محمد در سفر زیارتی که پدرش از بلخ به آن عازم گردید پدرش را همراهینمود، در طی این سفر در شهر نیشابور همراه پدرش به دیدار شیخ فریدالدین عطار عارفو شاعر شتافت .ظاهرا شیخ فریدالدین سفارش مولوی را در همان کودکیش 6 سالکی یا13 سالگی به پدر نمود. در این سفر حج علاوه بر نیشابور در بغداد نیز مدتی رحل اقامتگزید و ظاهرا به خاطر فتنه تاتار از بازگشت به وطن منصرف گردیده و بهاء الدین ولد درآسیای صغیر ساکن شد. اما پس از مدتی براساس دعوت علاء الدین کیقباد به شهر قونینهبازگشت .