مقاله هنر مجسمه سازی در یونان باستان

توضیحات : تعداد صفحه :71 درقالب ورد (Word) بخشی از متن : تمدن یونان باستان از تاثیرگذارترین فرهنگ هایی است كه حیات بشر به خود دیده است. پتانسیل هنری یونان از چنان نیرویی برخوردار است كه با گذشت دهه ها و قرن ها همچنان می توان ردپای هنر هنرمندان آن را مقاله هنر مجسمه سازی در یونان باستان|40277275|sarzamindoost|مقاله هنر مجسمه سازی در یونان باستان,تحقیق هنر مجسمه سازی یونان باستان,مجسمه سازی یونان باستان
با ما همراه باشید با موضوع مقاله هنر مجسمه سازی در یونان باستان

توضیحات :

تعداد صفحه :71 درقالب ورد (Word)

بخشی از متن :

تمدن یونان باستان از تاثیرگذارترین فرهنگ هایی است كه حیات بشر به خود دیده است. پتانسیل هنری یونان از چنان نیرویی برخوردار است كه با گذشت دهه ها و قرن ها همچنان می توان ردپای هنر هنرمندان آن را در فرهنگ های سرزمین های جهان مشاهده نمود.حضور چهارگزینه از عجایب هفت گانه دنیا در میان آثار یونان باستان نمایانگر فرهنگ غنی و ماندگار این سرزمین است.توجه یونانیان به دو عنصر زیبایی شناختی و انسان گرایی به خلق آثاری انجامید كه تا امروز نیز الهام بخش بسیاری از هنرمندان است.
در غرب هنر امپراتوری رم باستان آشكارا از هنر یونان تاثیر پذیرفته است. كشورگشایی های آلكساندر كبیر در شرق نیز زمینه ساز حضور هنر یونان باستان در كشورهای آسیای میانه و هندوستان را فراهم آورد و مكتب گركو ـ بودیست (یونانی ـ هندی) را بنیان نهاد.هنر یونان باستان از نظر سبك به چهار دوره قابل تقسیم است:
۱) هنر هندسی (geometric)
۲) هنر كهن (archaic)
۳) هنر كلاسیك (classical)
۴) هنر هلنی (hellenistic)
گرچه یونان باستان را سرزمین ادب و هنر می شناسند ولی جاه طلبی و كشورگشایی های برخی از فرمانروایان سبب نابودی بسیاری از آثار هنری آن شد . دو هنر معماری و مجسمه سازی بیش از سایر هنرها توان مقابله با جنگ و ویرانی را داشتند و امروزه بسیاری از اطلاعاتی كه ما از هنر یونان باستان داریم به واسطه آثار باقی مانده از این دو رشته هنری است .
درباره بخشی از دوران هنری یونان كه به سال های سیاه معروف است هیچگونه اطلاعاتی در دست نیست . از دوران هنر هندسی كه به سال های ۱۰۰۰ پیش از میلاد مسیح بر می گردد نیز اطلاعات ناقصی وجود دارد. هنر كهن تنها با فیگورهای سیاه رنگی كه روی ظروف نقاشی می شدند قابل بررسی است.
در حقیقت نمی توان مرز روشنی از دوره های هنری یونان را مشخص نمود. برخی هنرمندان یونانی در سالهایی از هم نسل های خود گام هایی فراتر برداشتند و این به تولد هنر و سبك جدید در فرهنگ یونان منجر شد.
دوران كلاسیك یونان از زمان لشكر كشی یونانیان به سرزمین پارس آغاز شد و عصر هلنی نیز نتیجه التقاط دو فرهنگ یونانی و آسیای شرق (هند و افغانستان) است.آثار به جای مانده از هنر یونان باستان به مجسمه ها، بقایای بناهای معماری، ظروف سفالی و سكه ها ختم می شود .یونانی ها نیز به مانند بسیاری از فرهنگ های اروپایی، اوج بروز خلاقیت را در هنر نقاشی می پنداشتند. از نقاشان مطرح یونانی می توان به «پلی گنوتوس از تاسوس» اشاره كرد. هر چند از وی هیچ اثری بر جای نمانده ولی براساس مكتوبات شهرت و محبوبیت این هنرمند، همتراز با میكلانژ و لئوناردو داوینچی بوده است.
نقاشان یونانی عمدتا بر روی بوم های چوبی نقاشی می كردند كه همین امر به عمر كوتاه آنها ختم شده است. آشنایی با نقاشی های یونان، امروزه تنها از طریق بررسی سفالینه ها و نقاشی های دیواره های مقبره ها امكان پذیر است . نقاشی بر روی سفالینه ها تنها بخش كوچكی از بعد زیبایی شناسی یونانیان را آشكار می سازد چرا كه تكنیك هنرمندان نقاش در نقاشی بر روی ظروف و بوم های بزرگ بسیار متفاوت بود.
هنر مجسمه سازی یونان با حضور چند مجسمه كه بخش هایی از آن به جای مانده است ، قدرت خالقان آنها را در رعایت تناسبات و توجه به عناصر حقیقت انگاری، آشكار می سازد . در كنار جنگ، آفت دیگری نیز هنر یونان را از ماندگاری محروم ساخت: زلزله. بسیاری از بناهای عظیم معماری یونان باستان توسط یكی از بی شمار زلزله های یونان نابود و تخریب شد.
اما همین آثار اندك به جای مانده از معماری همچون پارتنون و معبد هفائستوس در آتن اوج تمدن بشری در عصر باستان را به رخ عصر حاضر می كشد . چهار گنجینه از هفت عجایب دنیا: «مجسمه زئوس در المپیا»، «معبد آرتیمیس در افسوس»، «كولزئوس رودز» و «فانوس دریایی الكساندر» نمایندگان تمدن كهن سرزمین یونان در دنیای معاصر هستند.
یونانیان، خدایان متعدد خود را بصورت مجسمه در معابد خود قرار میدادند و آنها را پرستش می نمودند. مجسمه های سنگی و برنزی بیشماری نیز از قهرمانان خود در میدانها و معابر عمومی می‌گذاشتند.
مصریان عقیده داشتند كه روح هر انسانی پس از مرگ به این جهان بر می گردد و برای اینكه آن روح سرگردان نشود مجسمه‌هایی از سنگ یا برنز یا چوب یا گچ می ساختند و در مكانهای امنی قرار میدادند و چون آن مجسمه ها كاملاً شبیه اشخاصی كه مرده بودند ساخته میشد به عقیده آنان روح به آسانی می‌توانست در آنها جای گیرد.
بعلاوه مصریان نیز خدایان خود را بصورت موجوداتی در سنگ یا برنز مجسم می‌كردند و در معابدشان قرار می دادند یونانیان قبل اسلام، هنگامیكه تمام ملل جز ملت نبود به خدایان متعدد اعتقاد داشتند و دارای مذهبی بودند كه به توحید خیلی نزدیك بود. هرودت كه یونانیان عهد هخامنشی را به هم میهنان خود در كتابی تحت عنوان «تاریخ» معرفی نموده تعجب می كنم از اینكه یونانیان برای خدایان خود معبد و مجسمه ای نمی سازند و می‌گوید آنها برای انجام مراسم مذهبی خودشان روی بلندیها می‌روند و خداوند خود را به این طریق پرستش می‌نمایند.
در عهد ما هیچ مجسمه‌ای كه خدای یونانیان قدیم یعنی اهورامزدا را به ما نشان بدهد نمی‌شناسیم انسان بالداری كه در پیشانی آرامگاه بعضی از پادشاهان هخامنشی نقش شده اهورامزدا نیست این فقط تقلیدی از نقوشی است كه در همان زمان در آرامگاههای پادشاهان مصر نقش می‌شده و چون شاهنشاهان هخامنشی بر كشور مصر تسلط یافته بود از بسیار از رسوم مصریان تقلید نمودند. هیچ مدرك كتبی یا منطقی به ما نشان نمی‌دهد كه این نقش از اهورامزدا باشد.
و...